جویوتی
Jyoti
سوناتا قصد ندارد پسرش با دختر دهقان فقیر ازدواج کند و او را متقاعد می کند گوری با گویند ازدواج کند گرچه پدرش با ازدواج دخترش با مردی سالمند مخالف است گوری در می یابد که در خانه جایگاهی ندارد که به دست whims و دلخواه های سوناتا خدمتکارش چینتمانی و نیرجانان اداره می شود نیاران جان از راه رقاصی ملیکا و امیرچاند برای ثروتش هدایت می شود و گوری اکنون تصمیم می گیرد یا زندگی مستقل خود را بسازد یا در بند ازدواج قرار بگیرد